۱۳۸۷-۰۵-۲۷

ایران

بعد یکسال برای دوهفته موفق شدم به ایران بروم وقتی بعد از مدتی به جائی

بر میگردیم دلمان می خواهد تغییرات صورت گرفته را ببینیم متأسفانه این بار

در ایران چیزی که من دیدم گرانی بسیار زیاد ، عصبی بودن مردم بطوریکه

با کوچکترین موردی مردم می خواهند همدیگر را بزنند ، همه می خواهند سر

هم کلاه بزارند و به نوعی پول بیشتری بدست بیاورند.

از نظر اقتصادی واقعأ پول کشورمان بی ارزش شده است ومیزان کالائی که

با ریال می توان بدست آورد بسیار ناچیز است به راحتی هر روز

به عناوین مختلف آن را خرج می کنیم خانواده هایی که فرزند بیشتری دارند

در شرایط امروز با مشکلات زیادتری دست و پنجه نرم می کنند.

فرمهای اقتصادی که در بین مردم توزیع شده است بیشتر بدرد این می خورد

که میزان فقرا و یا افراد کم درآمد را مشخص کرد تا یک آمار درست از میزان

دارائیهای تک تک افراد جامعه بدست آید و تاریخ کارههای آماری در ایران

نشان داده است که این جور آمارگیری وقتگیر و طولانی است .

مورد بعدی صفهای طولانی برای بنزین بود که واقعأ خسته کننده بود با توجه

به اینکه افزایش قیمتها رابطه ای با افزایش قیمت بنرین دارند معلوم نیست

اگر قرار بر این باشد که بنزین با قیمت جهانی اش بفروش برسد قیمت کالاهای

اساسی در ایران چقدر افزایش پیدا خواهد کرد و افراد سودجو با استفاده از این

موقعیت چقدر سود خواهند کرد.

در شرایط امروز هزینۀ زندگی در ایران و بخصوص در تهران بسیار افزایش

پیدا کرده است برای یک زندگی نرمال بنظر میرسد یک جوان

باید حداقل یک میلیون تومان درآمد داشته باشد البته این درآمد فقط برای

خرج کردن است و اگر کسی بخواهد مبلغ یپس انداز داشته باشد

باید بیشتر از این میزان درآمد داشته باشد که با اقتصاد امروز و وضع بازارها

برای همه امکانش وجود ندارد.

جالب این است که ماشینهای گران قیمت هم کم نبودند می شود نتیجه گرفت که

پولدارها ، پولدار تر شده اند و فقیرها ، فقیرتر شده اند .

اما این سوال وجود دارد که با داشتن منابع طبیعی با داشتن نیروی کار با داشتن

سرمایه و با داشتن بازارهای مختلف که رشد می کنند چرا نمی توانیم این اقتصاد را

سر رو سامان بدهیم؟

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Delicious :: Digg :: Stumbleupon :: Furl :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

هیچ نظری موجود نیست: