۱۳۸۷-۰۴-۲۸

جهاني شدن اقتصاد


جهاني شدن را مي توان بعنوان وسعت دادن ، افزايش دادن و سرعت بخشيدن

ارتباط مابين افراد محلي در فضاي متفاوت جهان
فرض کرد.

اين ارتباط مي تواند به ارتباط فرهنگي ، اقتصادي ، سياسي رجوع داده شود بطور مثال اکثر

کالاهايي که در اقتصاد کشورمان وجود دارند
ساخته شده توسط کشورهاي ديگر مي باشد .

گروهي معتقد هستند که با جهاني شده مي خواهند انديشه و تفکر غرب را در يک امپراطوري

تحت سلطه آمريکا به جهان تحميل کنند
اما گروه ديگري جهاني شدن را به برداشتن مرزها

و پيوستن به بازاري بزرگتر تشبيه کرده اند .

از نظر اقتصادي جهاني شدن يعني يکپارچگي و ادغام اقتصادهاي ملي با گسترش تجارت

و اقتصاد بازار آزاد است.

پديده جهاني شدن پيامدهاي مهمي با خود داشته است که اين پيامدها نه فقط بر روي ساختار

اقتصاد بين الملل بوده برروي حوزه اقتصادي
و اجتماع هم اثراتي بسيار مهمي داشته است.

سرعت بالاي انتقال اطلاعات ، بهتر شدن تکنيک توزيع ، جريان انتقال کالا و خدمات با سرعت

بسيار بالا نسبت به سالهاي
گذشته امکانپذير شده ، دردسترس بودن خدمات بانکي و

حجم بالاي سرمايه گذاري از ديگر پيامدهاي جهاني شدن است.

بطور کل با جهاني شدن اقتصاد رقابت در يک منطقه به سطح جهان گسترش مي يابد در اين

روند کشورهايي موفقتر هستند
که داراي قدرت رقابتي بالاتري دربعد تجارت بين الملل

داشته باشند، در موفقيت جهاني شدن نقش قوانين کشورها بسيار
مهم مي باشد .

در حضور يک بازاري که رو به توسعه مي رود و غير قابل پيش بيني است شرکتها و فعالان

اقتصادي بطور کلي
بايد داراي دو نوع استراتژي باشد:وفق دادن با سرعت خودش با اين بازار

و يا داشتن قابليت پيش بيني کردن و هدايت کردن بازار.

در حقيقت هدف جهاني شدن افزايش بازرگاني بين الملل، جهاني شدن توليد و رشد

سرمايه گذاري مستقيم خارجي و رشد شرکتهاي چند مليتي است.

تجارت بين الملل از نظر تئوري هاي سنتي اقتصاد يک مکانيزمي است که انتقال يک کالا

و خدمات از يک مکاني که هزينه تولي د
بسيار پايين ميباشد به مکاني ديگر که هزينه توليد

بالا ميباشد
را امکانپذير مي کند بعنوان مثال در ايتاليا بدليل اينکه هزينه توليد

بالا مي باشد اغلب توليدکنندگان به روماني رفته و آنجا با داشتن نيروي کار ارزان و

نزديک بودن به مواد اوليه لازم کالا را توليد
مي کنند.

اما در 10 ساله اخير تجارت بين الملل رشد قابل ملاحظه اي داشته است که از علتهاي

آن مي تواند به افزايش نوآوريهاي تکنولوژي
، کاهش پيدا کردن هزينه نقل و انتقال و بالا رفتن

سطح توليد کالاهاي صنعتي اشاره کرد.

در سال 2005 مجموع صادرات کالا 10.159 ميليارد دلار تخمين زده شده که سهم

کشورهاي توسعه يافته 3/2 بوده است .

در کل هر کشوري سعي مي کند که سهم خود را در تجارت جهاني گسترش دهد در حال حاضر

آمريکا ، چين ، اتحاديه اروپا، ژاپن
کشورهايي هستند که بيشترين سهم را دارند و متأسفانه

کشورمان ايران اگر سهمي در تجارت جهاني دارد مربوط به فروش
نفت و افزايش نياز

استفاده از نفت و افزايش قيمتش است اگر ايران چنين کالايي را نداشت به نظر شما چند

درصد از تجارت جهان
متعلق به ايران مي بود؟












Posted by Picasa

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Delicious :: Digg :: Stumbleupon :: Furl :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

هیچ نظری موجود نیست: